سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مگو آنچه نمى‏دانى ، بلکه مگو هر چه مى‏دانى چه خدا بر اندامهاى تو چیزهایى واجب کرد و روز رستاخیز بدان اندامها بر تو حجت خواهد آورد . [نهج البلاغه]

اما نه قلب تو دریاست



87/1/10 ساعت: 9:24 عصر
 

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن

ابتدای یک پریشانیست حرفش را مزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو

چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را مزن

خورده ای سوگند روزی عهدمان را بشکنی

این شکستن نامسلمانیست حرفش را مزن

حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج تو ام

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن

 

 

من نشانی از تو ندارم

 اما نشانی ام را برای تو مینویسم

در عصرهای انتظار به  حوالی بی کسی قدم بگذار خیابان غربت را پیدا کن

ووارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو ... کلبه ی غریبی ام را پیدا کن

کنار بید مجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهای رنگی ام ..

در کلبه را باز کن ...

به سراغ بغض خیس پنجره برو حریر غمش را کنار بزن

  مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق عصاره انتظار است پشت دیوار

 

 دردهایم نشسته ام  

 


نوشته شده توسط: میلاد امرایی



 RSS 
خانه
شناسنامه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک

:: کل بازدیدها ::
1969

:: بازدید امروز ::
8

:: بازدید دیروز ::
2

:: اوقات شرعی ::

:: درباره من ::

اما نه قلب تو دریاست
میلاد امرایی
سلام: به همه ی کسانی که پاییز زندگیشون غریب و بی رحم بود به همه ی اونایی که دلشون با نفرین سوخته به همه ی اونایی که زخم زبون خوردن به همه ی اونایی که نشونی از بی نشونشون پیدا نکردن به همه ی اونایی که منتظر برگشتن اونی شدن که میدونستن بر نمیگرده به همه ی اونایی که توی تاریکی شبهاشون فقط یه ستاره دارن به همه ی اونایی که تنهاترین تنهای زندگی تنهاشون میزاره به همه ی اونایی که قلبشون مثل دریاست تا لحظه ی آخر،تا لحظه ای که نفس می کشن ،تموم حرفاشون از عشقه.

:: لینک به وبلاگ ::

اما نه قلب تو دریاست

:: اشتراک ::